تبليغاتX
صراحت گو


صراحت گو







کتابخونه یعنی همین...        

کتابخونه یعنی یه ساختمون بزرگ پر از خالی. 

کتابخونه یعنی محل جمع آوری کتابای دوقرن پیش.

کتابخونه یعنی جایی که سیستمش(از هر نظر)کاملا بسته باشه.   

کتابخونه یعنی جایی که دانشجوها آرزوی دیدن کتاباشو داشته باشن.

کتابخونه یعنی جایی که بچه های پژوهشگری برای تحقیقاشون مجبور شن سراغ استادا برن.     

کتابخونه یعنی جایی که هی توش کتاب سرچ کنی وهی کامپیوترا صفر بدن.

کتابخونه یعنی جایی که توش از بین ۱۰ تا کتابی که سرچ می کنی یه کتاب گیرت بیاد اونم نصف ونیمه. 

کتابخونه یعنی جایی که وقتی سراغ آمارنامه هاش میری صفحاتش دزدیده شده باشه.

کتابخونه یعنی جایی که اگه خدای نکرده تونستی کتابی از توش بگیری بیشتر از ۲تا نتونی امانت بگیری اونم برای ۲ هفته.

کتابخونه یعنی جایی که نه تنها سیستمش بسته است بلکه ۴ یا۵ تا کامپیوتر داشته باشه همه اش درب و داغون.

پ.ن:  

واقعا چرا باید یه کتابخونه ای مثله کتابخونه دانشگاه علامه پر کتاب باشه بایه سیستم باز ولی کتابخونه ما به این بزرگی نه تنها سیستمش باز نیست بلکه چندتا کتاب درست و حسابی هم نداشته باشه که ماهای دانشجو هی مجبور نشیم واسه تحقیقامون سراغ اساتید یا سایت بریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 9:27  توسط س. وهاب   | 


قانون دنیای امروز...          

هر وقت خواستی کاری بکنی اول نفع خودتو ببین

اگه خواستی اطرافیانت تو رو قبول داشته باشن طبق مراد آنها کار کن

اگه تو یه درسی تحقیقی داری و نمی دانی باید از کجا شروع کنی از کجا منبع پیدا کنی تو کتابخونه دانشگاه بیرون و سایت هم نتونستی چیزی پیدا کنی باید تو خواب ببینی که چی کار کنی و اگه هم از کار زیاد خوابت نبرد اون دیگه مشکل خودته

اگه استادی ازتون در مورد یه موضوعی مقاله خواست باید تمام مراحلشو تمام و کمال انجام بدی و اگه نمی دادنی تقصیر خودته که مادر زادی بلد نبودی(چون تو دانشگاه اول ازت تحقیق می خوان بعد روش تحقیق رو بهت یاد می دن)

اگه یه روزی امتحان داشتی و جواب سوالی رو بلد نبودی زمین و زمان رو بهم جفت کن و یه چیزی حتی از خاطرات روزانت بنویس چون تو دنیای مدرن نمره ها کیلویی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 11:1  توسط س. وهاب   |