تو این دنیای قاراش میش و اوضاع قمر در عقربی که دلمان بی تاب شده و فریادامون مثه یه تیکه استخون ته گلومون گیر کرده و چنبریده کنج دلمون شاید نه زمان مناسبی واسه اومدن بود اما ساده اومدم چون سادگی رو قاب کردیم زدیم گوشه ای ترین قسمت ذهنمون .نا اروم بودم و حرفهایی برای گفتن دارم اومدم تا با همه صراحتم دستان مجازی هم را بگیریم و بگم : دوست من سلام
دانشجوی علوم اجتماعی هستم و بیش از هر چیز شهرم بابل و پیشرفتش برام مهم است فعلا سلامم را بپذیرید تا به زودی با دستانی پر به سراغتون بیام
به سراغ من اگر میایید
نرم و آهسته بیایید
مبادا ترکی بردارد
چینی نازک تنهایی من
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 ساعت 14:15 توسط س. وهاب
|